پیچیده در افکار

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

صفحه ی ایکس

پنجشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۴۳ ق.ظ

یادته گفتم که حس بدی بهت ندارم؟

گفتم حتی ازت ممنونم که می خوای ازش محافظت کنی.


دروغ گفتم.(اون موقع البته راست می گفتم)

در عین حال می دونم که تصمیم درستی گرفتم. شاید بهتر باشه بگم:«انفعال درستی داشتم.»


+ بخشی از داستانِ من.

  • محمد فائزی فرد

نظرات  (۷)

نه اخه عین همین دیالگو به من گفتین یه بار :-"
پاسخ:
واو.:((
یادم نمیاد. حافظه ام داغونه بعد الان این کد رو دادی ذهنم درگیرش می شه که چرا گفتم؟ چطور گفتم؟ کی گفتم؟ بعد این سوالا از تو منو می خورن.
نکن این کار رووووووووو :((((((((((((((((((((((
  • اَسی بولیده
  • بدجوری سرکاری بود :))))))))))
    پاسخ:
    نه والا. :((
  • اَسی بولیده
  • خب بقیه ی داستان؟؟؟ :|
    پاسخ:
    نداره دیگه.دی:
    بلد نیستم داستان عاشقانه بنویسم. دی:
    همزاد پنداری کردن باهاش.

    همون ایکسه رو میگم
    پاسخ:
    دلسوخته ای ها.(آیا درست فهمیدم؟ آیا امیدی به بازگشت هست یا بهترین راه جداییه؟) :-"
  • شقایق رمضان پور
  • یعنی که چی؟؟اصن از ایکس شاید بگذرم ولی اگه حرفی از z بزنید تو وبلاگتون ازتون شکایت میکنم!!حواستون باشه کلا...
    پاسخ:
    :))
    من که شیش بار شیش، شیش کردم براتون؟ :((((((((((((((
    نه هوای زد رو دارم. خیالتون راحت. مگر اینکه از گروه زد بازی موسیقی بذارم :-"
  • شقایق رمضان پور
  • در کل هم اصلا چی شد؟!!
    پاسخ:
    نمی دونم والا.
    موسیقی ای که توی وبلاگتون به یادش افتادم رو برای بار چندم دارم گوش میدم و این پست هم متاثر از همون آهنگه.
    جدی نگیرید زیاد دی:
  • شقایق رمضان پور
  • من اعتراض دارم!!بخشی از عنوان دزدیه:))
    پاسخ:
    نه دیگه، ایکس خیلی عامه.
    اعتراض وارد نیست :-"
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی