پیچیده در افکار

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

خاطرات یک سردار

دوشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۳:۳۶ ب.ظ
برگ اول94/2/25شکست خوردم...این عبارت خام دستانه نه تنها عمق فاجعه را نمی رساند که ابتذال عوامانه اش کمر قلم را خرد می کند.من، سرداری که پرچم به دست ایستاده ام چشم به میدان...و تو سرزمینی بکر، وحشی و آرزو شدنی.بگذار ساده بگویم که مبارزه هرگز آغاز نشد، بگذار اعتراف کنم که پرچم و نشانم را می سوزانم تا از من چیزی در این سرزمین نماند.پرچم که بسوزانم یعنی کمر نیزه خرد می شود، آبروی شمشیر می رود و کلاه خودم لانه ی کلاغ ها خواهد شد.من از این ها نمی ترسم، از هیچکدامشان. نمی ترسم که تو را از دست دهم، تو تنها حسرتی می شوی به دلم که التیام نخواهد یافت.شاید روزی دوباره ساز و برگ جنگ مهیا کنم و اسب رهوار زین. برای سرزمینی که نامش به نام تو،چشمش به چشم تو و یا بویش به بوی تو شبیه باشد.آه که چه قدر سخت است، روی سرزمینی دست بگذاری برای صلاح و ببینی و قانع شوی و خر فهم که ای کاش سردار مقابلت عظم رزم کند. که ای کاش سردار مقابلت طلب سرزمین کند و به همین امید می روی، پرچم می سوزانی و کلاه خود به درخت آویزان.دشمنی که دوست می داریش و می دانی که بهتر است از تو، ار سپاهت و از عزم راسخت...آه سرزمینی که باید سرزمین مادریم می شدی، من سرگردان می شوم و آشفته به دنبال جایی که نامش به نام تو، چشمش به چشم ...
  • محمد فائزی فرد