پیچیده در افکار

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

طبقه بندی موضوعی

سالی که گذشت

چهارشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۱۸ ب.ظ

سالی که گذشت...

سال زیبایی بود. مثل دیگر سال هایی که خداوند خلق می کند. خداوند زمان را در لحظه می آفریند و همین است که هر ثانیه ی مان منحصر به فرد است. منحصر به فرد است که یک ثانیه ی من با یک ثانیه ی تو تفاوت دارد و منحصر به فرد است که یک ثانیه ی من با دیگر ثانیه ام تفاوت دارد.

این یک ویژگی است و قطعا ویژگی خوبی است، اگر نبود که خداوند چنین نمی آفرید.


بگذریم از این ثانیه ها، و به روزها و سال هایی که گذشت بیاندیشیم. به اینکه چیزهای زیادی دیدم و چیزهای زیادی به وجودم افزوده شد. از شادی ها و دوستان جدید و دیدارهای نو و سفرهای بسیار و همه ی چیزهایی که بر من گذشت

و از من کاسته شد چیزهایی را که باید جا می گذاشتم، یا به واسطه ی اتصال قوی تر با تن دیگری، در نتیجه ی فاصله ها از من کنده شد و جایشان خالی است.


راستش دست که روی کیبورد می بری نمی دانی قرار است از چه بگویی. یک عنوان در ذهنت است و بعد که نوشته هایت را مرور می کنی می بینی باز از چیزهایی گفته ای که بارها قصد داشته ای فراموششان کنی. به قول دوستمان با یک فنجان چای گرم فرو بدهیشان و بعد به زندگی و طعم جدیدی که روی لب هایت می نشیند لبخند بزنی.

اما همیشه آن طور که باید نمی شود. مثل این پست که قرار بود قدری حرف های خودمانی باشد در مورد اینکه چه باید می کردیم و چه باید بکنیم؟


راستی تا یادم نرفته است بگویم که یک چیز زیبا پیدا کردم همین اویل سال و آن هم مطالعه ی هدفمند است. بعد ها در موردش می نویسم احتمالا.


اگر خدا بخواهد...

  • محمد فائزی فرد

نظرات  (۳)

کامنت بنویسی و اد نشه... چه حالی دارم الان!
سال خوبی داشته باشید و التماس دعا.
پاسخ:
ها چندین بار تجربه اش کردم. خیلی بده.
حرص آدم در میاد حتی
سال نو شما هم مبارک باشه.
برای هم دیگه دعا کنیم. :)
من چرا وقای دست رو دیدم با خودم گفتم سالی که گذشت از بهارش پیداست؟ :|

اصلا در جهت تابو شکنی و عدم خود سانسوری می گم که سالی که گذشت از بهارش پیدا ست :-^ به قول بهداد الکی :-"
پاسخ:
:))
بهداد که بگه الکی نیست دیگه دی:
ان شاالله بهار خوبی داشته باشی
مطالعه که هدف من بود حتی!! به جرم سرقت هدفی بازداشتید:)

دیشب یه فیلمی دیدم به اسمی در این مایه ها:'' پیرمردی که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد!!'' بعد یه جمله ی خوبی رو چند بار تکرار کرد و واقعا راست میگفت. مفهومش این بود که هر چقدر به اشتباهات گذشته مون فکر کنیم نمی تونیم چیزی رو تغییر بدیم. تو روال فیلمش خوب ازش استفاده میشد و پیرمرده یه جا مثلا باعث مردن یه نفر شده بود و بعد با آرامش این جمله رو گفت!!:)
برام جالب بود...گفتم شما هم بدونید:)
پاسخ:
مطالعه سهم منه، حق منه، عشق منه حتی!
خواهم دانست دی: ولی خب سخته فکر نکردن کما اینکه معمولا خود اینکه بگیم می خوایم به فلان چیز فکر نکنیم خودش یه توجه ویزه بهش میده :((

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی