پیچیده در افکار

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

طبقه بندی موضوعی

سایه ی پادگان

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۴۶ ق.ظ

یعنی پادگان تو همچین روزی هم دست از سر آدم بر نمیداره.

برف اومده.

یه کادری توی راه بمون گفته تعطیله.

با این حال بازم نمی دونیم باید بریم پادگان یا نریم؟ (صبی یه ساعت طول کشید که خودمون رو برسونیم یه جاده بالاتر) + یه ماشین انداختیم تو جوب. و یه ماشین رو هم قدم میزدیم و هی هل می دادیم :))

خلاصه یه استرسی هست که نگو و نپرس. و باید منتظر هزار و یک اتفاق و تماس و ... باشیم. و آخرشم معلوم نیست وقتی فردا میریم پادگان نندازنمون بازداشتگاه :))


+

ناتانائیل پادگان باید توی قلب تو باشد.

و تا زمانی که پادگان را اندیشیدی، لباس های فرم را بر تن کردی، حتی اگر در خانه و در حال نوشتن پست هایت باشی باز هم در پادگانی.





  • محمد فائزی فرد

نظرات  (۶)

دلم برات سوخت حتی :)))
پاسخ:
:))
  • فیلو سوفیا
  • می خواستم بیارم؛ تو برف گیر کردم؛)
    پاسخ:
    سکوت اختیار می کنم اصن :))
  • فیلو سوفیا
  • فک کنم دیگه برفا آب شده باشه و شما هم از بازداشتگاه آزاد شده باشین بس که من زود واسه این پستتون کامنت گذاشتم:))



    پاسخ:
    :))
    کمپوت باید می آوردین :))
    خوب حالا چی شد ؟ ، تعطیل بود یا نه الان بازداشت گاهی خخخ
    پاسخ:
    من و سلول زندان همین الان یهویی :))
    تعظیل بود خدا رو شکر

    پادگان باید در قلب تو باشد =))

    خیلی ناز بود..

    + ایشاالله به حقِ همین برف، به خیر و خوشی بگذره. :دی
    پاسخ:
    دی:
    چاکریم :-"

    + حرف شما رو حتی خدا هم زمین نمیذاره. به شدت به خوبی و خوشی تموم شد
    پاراگراف اخر چقدر فلسفی بود
    پاسخ:
    کاره نولانه دیگه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی