پیچیده در افکار

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

صداقت یا چی؟

جمعه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۰۵ ق.ظ

راستش خیلی وقته اعتقاد دارم که صداقت چیز خیلی مهمیه و جدا تا جایی که حافظه ام یاری می کنه دروغ نگفتم.

البته در مورد میزان پیشرفت کتابم به یه نفر دروغ گفتم.( بازم می گم تا جایی که توی خاطرم هست، شاید گفتم و یادم رفته)


ولی دارم به این نتیجه میرسم که ذهن ماها بیش از حد مسموم شده، اون قدر که صداقت جوابگو نیست و معمولا نتیجه ی خوبی نمیده.



امروز یه دیالوگ از فیلم میان ستاره ای خوندم که خیلی جالب بود:

فرمانده ی گروه از ربات کمکی می پرسه میزان صداقتت روی چنده؟

ربات جواب میده روی نود درصد.

-نود درصد؟

- همیشه صداقت امن ترین و بهترین راه برای ارتباط با موجودات دارای احساس نیست.


حالا این وسط احساسه که مشکل ایجاد می کنه یا شعور؟


+ یه پیش نویس منتشر نشده.

الان مث اسناد اطلاعاتی انگلیس، چون دوره ی محرمانه بودنش تموم شده نشر داده می شه. :))


  • محمد فائزی فرد

نظرات  (۱۱)

:)
پاسخ:
:)
آقا این چیزی که می گم خیلی به صداقت ربط مستقیمی نداره ولی چنان ربط غیرمستقیمی داره که نگو.
ضرورت "تدریج" در انتقال احساسی شرایط کهنه به شرایط جدید در حفظ ماهیت حقیقتی منطقی، که البته در میان 99.99درصد انسان ها به دلیل عجول بودنشون غیرممکنه :|
خصوصیش کنم؟ خیلی ضایعست. حال توضیح دادن هم ندارم :| نه خصوصی نمی کنم :)
پاسخ:
بار اول خوانش: یا خودِ خدا. دی:
بار دوم خوانش: :؟
بار سوم خوانش: یه چیزایی دست گیرم شد.
بار چهارم خوانش: تقریبا گرفتم. دی:
نه آقا حدودی گرفتم ماجرا رو.
نتیجه ی فکره زیاد همین می شه ها، مخاطبم باید زیاد فکر کنه تا یه چیزی بفهمه. :)
سلام واو چقدر عجله دارید اتفاقا همین چند دقیقه پیش به نتیجه رسیدم ولی خیلی خام و ضایع ست و احتمال هم میدم که کلی ایراد داره بازم فکر می کنم یه چند روز دیگه بعدش چ.ش.م. :)
پاسخ:
دی:
بازم منتظر می مونم. چون در مورد ماجرا توی نظرات بحث شد، مشتاقم نظر شما رو هم بدونم. در هر صورت عجله نکن. هستم ان شاالله. دی:
بی بلا.
پستتونو نخوندم چون یک فکر خیلی بخصوصی در این مورد اخیرا دارم که هر وقت به نتیجه ش برسم میام این پست و نظراتش رو هم می خونم و اون نتیجه رو هم واسه تون میذارم. چیز جالبیه بنظرم. ولی چند وقتیه فرصت فکر کردن ندارم، جلوگیری می کنم درواقع! یهویی می بینید یه روزم رفته رو هوا :)
پاسخ:
پس به شدت منتظر نظرت می مونم. خصوصا که در مورد این قضیه داری فکر می کنی. شدیدا محتاجم نتیجه ات رو بدونم.
انشاالله زودتر به نتیجه ی خفنی برسی
من یه مدت رو این قضیه که چرا هی میگن دروغ گفتن بده و وقتی آدم دروغ میگه ممکنه احساس گناه بکنه  فکر می کردم. بعد به یه نتیجه ای رسیدم که شاید قشنگ نباشه، ولی بیشتر با عقل جور در میاد
به نظرم صداقت به این دلیل حس راحتی به آدم میده که نیاز به فکر کردن نداره. ینی آدم برای اینکه دروغ بگه، هی باید فکر کنه، داستان بچینه، حواسش جمع باشه جاهای مختلف داستانش به هم بخونن تا لو نره، درست مثل نوشتن یه قصه ی چف و بست داره :) و همین آدمو خسته می کنه
ولی وقتی قرار باشه راستشو بگیم، ینی همون چیزی که هست، بی کم و کاست، لازم نیست از این نظر انرژی خاصی مصرف کنیم. فقط گزارش می دیم. برای همین راحت تریم
علی ای حاله، احسنت بر این پست های وبلاگ شما که بحث بر می انگیزند هی :)
پاسخ:
خب فکر نمی کنم ماجرا این باشه. البته خب من فکر نمی کنم، شما فکر می کنی.دی:
کلا دنیا همینه :))
ولی یا شیخ، اتفاقا دروغ گفتن خیلی ساده تره به نظرم. خصوصا بین انسان هایی که خودشون دروغ شنیدن رو دوس دارن. تعارف شدن رو دوس دارن و حتی با علم به دروغ بودن تعارفات یا تعریف ها یا ... باز هم می پذیرنش. برای همین دروغ گفتن توی چنین جامعه ای اتفاقا کار سختی نیست. چون دروغ شنونده هم عموما توی این قبیل دروغ ها، می دونه داره دروغ می شنوه. بیماری طور حتی.

و فکر می کنم دروغ گفتن چندتا دلیل دیگه هم داره، یک عدم اعتماد به نفس. اینکه چیزی بگیم که خوش آیند نباشه و در نتیجه ترد شیم.
عدم اعتماد به دیگران گاها. می دونیم که حقایق گاهی تبدیل می شن به پاشنه های آشیل ما. و مردمی که می تونن و عموما می خوان و لذت میبرن از آزار همدیگه، نمی تونن این نقاط ضعف رو در اختیار هم بذارن.
و چیزای دیگه که یادم رفت.دی:
آره دیگه بخاطر خطاهایی که داره موضوع کاملا فرد به فرد تغییر می کنه. یکی خوب دروغ میگه به همون شخص و تاثیر مثبت میزاره، یکی نه. بعد خود دروغه هم مهمه، اینکه با تغییر کمترین پارامترها به بالاترین باور برسیم، وگرنه دکتر که کاری از دستش برنیاد اون 5 سالهه احتیاج به معجزه داره که حالش خوب شه .. ولی امیده مهمه دیگه.
بعد بقول خودت اینقد به شرایط برمیگرده و انقد سوال هست واسه دروغ گفتن که قبلش از خودمون بپرسیم که نیاز به همون کیت آزمایشگاهیه داره، و یه مسئولیتی میخواد در حد رییس جمهور مثلا که ما رو مجاز به تصمیم گیریه کنه ..

در کل کسی ملزم به راستی نکرده ما رو
آدما خودشونن که تصمیم می گیرن
پاسخ:
آره کاملا موافقم.
آره ماجرا به شدت به خودمون برمی گرده.
حتی اصول دینی هم خیلی جاها سوار بر تفسیری هستن که ما ازشون داریم یا می کنیم.
البته یه مایِ احتمالا دانشمند. دی:
  • سیّد محمّد جعاوله
  • صداقت موافقم
    پاسخ:
    ممنون که سر میزنید

    Cooper: Hey TARS, what's your honesty parameter

    TARS: 90 percent

    Cooper: 90 percent

    TARS: Absolute honesty isn't always the most diplomatic nor the safest form of communication with emotional beings

    Cooper: Okay, 90 percent it is


    ابسلوت آنستی یعنی صداقت 100 درصد، اینکه شما علاوه بر اینکه به دیگران دروغ نگی، به خودت هم دروغ نگی .. که هر دوش نشدنیه

    تا وقتی که صحبت در مورد نفس باشه قابل کنترله اما توی ارتباط با دیگران ابسلوت آنستی بی معناس مگه اینکه بخوای یه تصویر وحشتناک از خودت بسازی. می خوام بگم دروغ گفتنه چیز بدی هم نیس، گاهی اوقات نیازه دروغ بگی که یه نفر رو شاد کنی، دروغ بگی که یه نفرو امیدوار کنی، دروغ بگی که صمیمیت آسیبی نبینه .. یا دروغ گفتن به خودت باعث افزایش اعتماد بنفس می شه. مثه وقتایی که تو تاریکی قدم میزنی و زیرلب به خودت میگی "من از تاریکی نمی ترسم!" .

    حالا تارس با دو-دوتا چهارتا گفته واسه ارتباط با موجودات دارای احساس، صداقت 100% راه خوب و دیپلماتیکی نیستش.

    این بحث احساس و شعور هم به هم متصلن، مثلا من به بیمار 5 ساله م نمی تونم بگم چقدر حالش بده. ولی بیمار 50 ساله م که قول گرفته ازم باهاش ددلی عانست باشم چرا .. حس می کنم وضعو .. پردازش می کنم با شعور و نتیجه مقدار صداقته رو نشون میده ( که اونم قابل اندازه گیری نیستش باز، دست خودمه : )

    هووف .. چقد چرت گفتم

    پست خوبی بود

    پاسخ:
    واو.
    خیلی خوب بود.
    آقا دمت گرم بابت نظرت. به شدت راهگشا بود و مهم.
    ولی یه مشکل این وسط پیش میاد که البته توی خیلی کارا و چیزا هست، و اون شخصی شدن فرایندیه که به نتیجه گیری منجر می شه. به این نتیجه که الان دروغ گفتن به این شخص، بهترین کاره مثلا.
    و خب این نتیجهه خطا هم درش هست. همون ماجرا که طرف میاد ابرو رو درست کنه میزنه چشم رو درمیاره و اینا.
    احتمالا باید یه کیت آزمایشگاهی درست کنیم که بر اساس شخصِ مقابل توصیه کنه به میزان صداقت و اینا :)
    فکر کنم درست گفته ، فکر کنم در مورد دروغ اشتباه میکنی ، ما بیشترین و بزرگترین دروغ ها رو به خودمون می گیم ، دروغ در باره شرایط کنونی در باره آدم های اطراف و... ، اما در هر حال در 90 درصد اوقات آدم ها دوست دارند دورغ بشنود ، واقعا دوست دارند دروغ بشنود تا این که صداقتی وجود داشته باشد. بعد اسمش شده نگفتن حقیقت نه دروغ گفتن :/
    در هر حال دنیا این گونه ساخته شده 
    پاسخ:
    آره انگار.
    مثلا همین چند وقت پیش یکی ازم پرسید که لباسم بم میاد؟
    و بش گفتم تو دنبال نظر منی یا تائید خریدت؟ دی:
  • حامد درخشانی
  • خب شعور رو احساسم تاثیر میذاره
    نمیذاره؟
    پاسخ:
    آره روی هم تاثیر میذارن.
    احساس هم روی شعور تاثیر میذاره.
    کلا حالشون خوب نیست این دوتا :))

    به نظرم کلا خیلی وضعیت بدی داریم. مثلا میزان فعالیت مغزمون به غذایی که خوردیم ربط داره.
    درصدِ استفاده از مغزمون و مثلا آی کیومون به وضعیتی که توشیم. غذامون، احساسمون و ...

    بعد حتی میزان تمایل جنسیمون به مسائل به مواد غذائی که خوردیم. به همون نسبت شاید توهم عاشق شدنمون هم به همین ماجرا مربوط باشه.

    آدم هایی که همیشه سعیشون بر صداقت بوده ،  صداقت هر چقدر هم که به زیانشون باشه باز هم براشون خوشایندتر از دروغ گفته و بلعکس ایم هم صدق میکنه.
    مشکل اینجاست احساس با دروغ هم راه به جایی نمیبره.

    پاسخ:
    خیلی موافقم. :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی