پیچیده در افکار

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

عشق اول

دوشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۴۵ ق.ظ

+ داشتم می گفتم که عشق اول چیزهای زیادی برای یاد دادن به انسان دارد....

با پوست صورتم بگم به بالش کرم بگم؟

با مورس های مردمک از جعبه ی سرم بگم؟


از هسته ی غمم بگم با زبون تنم بگم

به انعکاس صورتم رو شیشه ی ترم بگم

به شیشه ی ترم بگم


با بالهای روح برم به مرز ابر و کوه برم

از راه تو در تو برم از مه تا وضو برم

از مه تا وضو برم

(پاکزاد)

+ این بیت ها نه که به موضوعی که می خواهم بگویم مربوط باشد، و البته نه که نامربوط هم باشد الزما، ولی خب نشانه ی چند دقیقه ای فراموش کردن پست قبلی ام است و گوش دادن مجدد موسیقی هنگام نوشتن. بگذریم....


+ داشتم می گفتم که عشق اول چیزهای زیادی برای یاد دادن به انسان دارد.

- راستی قبلش اینکه مطمئنی عشق بوده؟

+ خب هیچی دیگر، حرفی باقی نمی ماند، اینکه خیلی انگار نمی شود به خودمان هم اعتماد کنیم.


+ کلا انگار دچار خود درگیری شدم. دی:

  • محمد فائزی فرد

نظرات  (۱۱)

اگه عشق اول همین تعبیری باشه که عموم ازش دارن، پس به طور قطع قبلن تجربه نشده و تا بار دوم - اگه بار دومی باشه و اگه بود، اسمش عشق باشه - نمیشه تشخیص داد چیه. ولی توصیه میکنم اعتماد کنید. به قول یه عزیزی، آدما عاشق خودِ عشق میشن. :دی 
پاسخ:
خیلی قصدم این نبود که بگم عاشق شدم و این صحبتا. بیشتر ماجرایی بود که می خواستم تعریف کنم از خوبی های عشق اول اگه درست پیش بره شاید.
اما اون نیمه ی خوددرگیرم نذاشت باقی ماجرا رو بگم. بعدا می نویسمش.
مزین کردین وبلاگ حقیر رو.:گل:
حالا محدود کردن قضیه به یک نوع از پستانداران کار پسندیده ای نیست، ولی برای حفظ شانیت بحث بله:)
پاسخ:
درود بر افق های نامنتهی دید و درک و همه چیزتون.
بوس بر سر زلفت حتی :)
فک کنم این قضیه ربط مستقیمی به فصل داشته باشه :)
اول و آخرشم بسته به تنوع طلبی آدم فرق می کنه. و قص علی هذا. :)
پاسخ:
:))
گوزن طور مثلا؟ فصل جفت گیری و این حرفا :-"

کلا عشق می تونه به تعداد بی نهایت و با کیفیت بی نهایت تولید بشه فقط این مساله ابرازش خیلی خطرناکه. پس من الان خطر کردم!!!
پاسخ:
با سخن شما بیشتر موافقم. مرسی.
آره خیلی خطرناکه، حتی ممکنه به بوق بودن متهم شیم. دی:

عشق اول و دوم نداره ادم فقط میتونه ی عشق داشته باشه حالا اگه اون نفر اول عشقش باشه دیگه نمیتونه عاشق شه
پاسخ:
این خوشگل بود.
البته قبولش ندارم ها. ولی نظر قشنگی بود. مرسی
  • سیّد محمّد جعاوله
  • زیاد سخت نگیرید
    همین دیگه
    پاسخ:
    چشم، سعی خودمو می کنم.
    ممنون
  • ..😐.. مـ ـهـ ـیـ ـار
  • دل آدم مث یه سطل ماست میمونه! که وقتی در معرض احساسات قرار میگیره.  به دوغ تبدیل میشه و بعد عشق همون کره ای هست که از همزدن دوغ گرفته میشه....
    و آین کاملا واضح است که هربار که هم بزنیم یه مقدار کره دریافت میکنیم که مشخصا به اندازه کره اولی نیست.... و هر بار مقداری کمتر و کمتر میشه.... تا اینکه دیگه هیچ کره ای نمیده.
    پاسخ:
    چه تعبیر جالبی.
    البته عشق احتمالا از شناخت میاد. نه احساسات. یعنی فکر می کنم چنین عشقی بهتر از اون نوع عشقیه که شما گفتین و نتیجتا کره ای هم در کار نیست که هربار کمتر شه. البته این نظر منه و نظر شما کاملا درسته برای نوع عشقی که بیان کردید.

    زیاد درگیر اینڪه خوددرگیری گرفتین نباشید
    اینروزا همه دارنش:(
    پاسخ:
    درود بر هممون که به خودمونم رحم نمی کنیم.
    شایدم از رحم زیادیه به دیگرانه که درگیرِ خودمون میشیم. :)
    واژه های عشق اول مثل جنس مخالف برای من بی معنی اند.به جاش واژه های عشق مطلق و جنس مکمل رو بیشتر می پسندم.
    پاسخ:
    واو.
    چه خفن.

     نه برادر اعتماد کن
    پاسخ:
    سعی خودمو می کنم.:)
    ممنون
  • شقایق رمضان پور
  • استفاده از واژه ی'' عشق اول ''می تونه نشونه ی این باشه که دومی و سومی و...هم وجود داشته؟چون در غیر این صورت مثلا میشد :تنها عشق.اصن تو لغت نامه ها عشق یکیه یا بیشتر؟چه جوری ایجاد میشه؟هست یا ادعای الکی مثلا ما خیلی هدف والایی رو دنبال میکنیمه؟!!هدفش چیه؟کلا من خیلی با این واژه مشکل دارم:(

    دیگه هم حرفی ندارم!!

    +خود درگیری که چه عرض کنم،دیگران درگیری هم ایجاد کردید!!
    پاسخ:
    اره می تونه نشون دهنده ی این باشه. یا حتی نشون دهنده ی امیدِ (جهان اون خواننده :)) ) یا نشون دهنده ی امید یارو برای اومدن دومی. یا شاید حتی فقط نشون دهنده ی پایان اولی باشه. نمی دونم خیلی سوال سختیه. نویسنده خود درگیر شده بعد شما هم این بین درگیری بین المللی ایجاد می کنید؟ :((
    منم مشکل دارم. حتی این مشکله نذاشت اصن حرفمو بزنم و پستم رو بنویسم. می خواستم از فوایدِ عشق اول بگم :(( :))
    بعدا هم مثلا از مضرات عشق دوم..
    محملات عشق سوم...
    تفسیر عشق چهارم و...
    این داستان ادامه دارد :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی