پیچیده در افکار

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

ما با افکارمان دفن خواهیم شد

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

آخرین تبِ انتخابات(دور اول) :-"

شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۲۵ ب.ظ
سلام.

خب کم کم داریم می گذریم از این روزهای پر از سیاست و دلخوری و ...
ولی برای آخرین پست این مدلی بگم خدمتتون که:
سناتورِ شهر ما(پستِ مربوط) که راننده تاکسی محترم با اسناد مکتوب و غیره اعتقاد داشت رای ایشون رو تو آسمونا نوشتن، به همراه سه نفر دیگه به دور دوم رفت تا شهر ما فعلا نماینده اش مشخص نشه.

حالا خدا کنه بعد این ماجرا و رای نیاوردن جناب سناتور، راننده تاکسیه تو خلوت خودش حداقل بگه که:« دیدی اشتباه می کردم؟»
که البته بنده بعید می دونم چنین کاری کنه و احتمالا همچنان توی تاکسیش به نشر حرف های مستندش ادامه میده و در آخرشم میگه:« اینا فهمیده بودن من فهمیدن که قراره این رو ببرن مجلس، اومدن رکب بزنن که مار رو خر کنن، ولی کور خوندن. رای اون هنوز تو آسمونا بسته شده و ...»
و خب این دیالوگی که تو دهن راننده تاکسیه گذاشتم جک نیست ها. مورد مشابه داشتیم.

مورد مشابه:
ریسات جمهوری احمدی نژاد در حال تموم شدن بود و بحث کوبیدنش به شدت داغ. بعد خب همون موقع هم عده ی زیادی بودن که انتخابات رو سوری می دونستن و ... حالا سوری کیه فک کنم دختر عمه ی مثلا رئیس یکی از ارکان نظام باشه.:-"

خلاصه ما استادی داشتیم که استاد یار بود و به شدت تراز علمی بالایی توی معدن داشت و ایشون جدا استاد خوبی بود و علم بالایی هم داشت. ایشون یه بار که بحث بالاگرفت برگشت و گفت بچه ها اینا همه اش الکیه، اینبار قراره یه آدما کاملا ناشناس و شناخته نشده رو بیارن سر کار و رای بیاره و بشه رئیس جمهور.

خب ما به رسم -اگه به استاد بگی بالای چشمت ابروئه نمره ات رو زیر درخت آلبالو گم می کنی- نگفتیم استاد این حرفا چیه؟ و سندش کو؟ ولی با شرکت نکردن تو بحث یه مقدار پایه های کلاس رو متزلزل کردیم.
در هر صورت رای گیری شد و روحانی رای آورد. حالا جالبی ماجرا اینجاست که...

ما ناراحت از رای آوردن روحانی اما شاد و خوشحال از رد شدن نظریه ی علمی استادمون راه افتادیم که بگیم آره دیدید حرفش درست نبود و روحانی کجا و شناخته نشده کجا؟ که کلی دوران اصلاحات سر و صدا کرده و مجمع و فلان و فلان جا پا داشته و ...
خلاصه با این دلایل رفتیم که بگیم آقا دیدید آدم شناخته نشده ای اصلا توی کاندیداتور ها نبود که با برخورد به دیوار آهنی استاد متوجه موضوع بزرگی شدیم:
------------ همه در جمهوری اسلامی جز رهبر شناخته نشده حساب میشن-------------

دهن شما رو نمی دونم، دهن بنده از اون روز سه متر در طول و دو متر در ارتفاع افزایش حجم داشته و همچنان در به در امامزاده ها دنبال شفا گرفتنم. :-"

- مطلب بالا کاملا طنز می باشد و خیلی ارزش های دیگری هم دارد. دی:

+هر کی بگه از این پست چیزی نفهمیده، باش برخورد فیزیکی می شه. :-"
  • محمد فائزی فرد

نظرات  (۱۵)

 اتفاقا شهر خوش آب و هوای هستش٬ طبیعتش هم جا های زیبایی داره
 و اینکه چون در مجاورت با کرمانشاه قرار داره عروسیش واقعا بهتون خوش میگذره...
مردم شاد و خون گرمی‌داره...
  امیدوارم نوراباد یا بشه برا استان ما یا بشه برا بروجرد...
 شاد و سلامت باشید...

پاسخ:
ان شااللهه.
هم نورآبادی ها و هم شما و هم حتی مردم کشور حالشون خوب باشه و بترکونن کلا.
بزرگوارید و پاینده باشید
واقعا لرستان فقط تاریخش دادرسشه٬ بیچاره بروجرد که با لرستان حساب میشه...
 ولی من به نماینده هایه شما ایمان دارم جدایی بروجرد از لرستان انجام میگیره( جدایی نادر از سیمین) 
ولی برا نورآباد بیچاره با این وضعش محاله...
 حتما بیاید سر بزنید خدایش جایه خوبیه :)):)):)):))
 دلتون براش تنگ میشه 
پاسخ:
نظر خاصی ندارم. الان بگم موافقم رفقای خرم آبادیم به جرم جدایی طلبی سنگسارم می کنن. دی:
آره نورآباد خیلی شرایط جدا شدنش ناممکن تره.
چشم احتمالا عروسی رفیقم بیام.(البته احتمالا سالی دیگه)
آدماش که آدمای خوبی بودن. شهرشم ان شاالله به شدت زیبائه

  در حال حاضر ما در شهر فقیر٬ عاجز٬ بدبخت نورآباد زندگی میکنیم...
 ما نیازمند کمک های زرد و سبز شما هستیم اگه صورتی هم بود با کمال میل پذیراییم...
  البته برا تقسیم نورٱباد برا کرمانشاه تلاش میشه ولی ما چشمون آب نمیخوره...
  فقط من دوسدارم این نورآباده از الشتر جدا بشه... بعد ما برمیگردیم کرمانشاه 
:)):)):)):))
پاسخ:
:))
نورآباد نیومد تا حالا. البته رفیقم چندباری دعوتم کرده ولی قسمت نشده.
خدایی استان باحالی داریم ما. همه می خوان ازش جدا شن. یعنی فرض کنین مرکزِ استان چه بر سر این شهرهای زیر سلطه اش در میاره که همه فرارین. :))
:))
اون طوری خیلی زور داره دیگه.
بله بله...
 می منال کرماشانم٬ ولی  الان هم استانی شما هستم...
همیشه بزرگانمان گاهی بحث بروجرد میشه از پیشرفت و قدرتش حرف میزنن که احتمالاش میره به یه استان جدا تبدیلش کنن و اینکه شهر مرا برا بروجرد بشه ایشالله
پاسخ:
آره یه سری خیلی هم جدی شد ماجرا و به بخش تقسیمات کشوری هم کشیده شد...
الان کدوم شهرید؟ کنجکاو شدم.
 خلاصه اصیل بودن رو بهتون تبریک میگم٬ به خودم به همه...
 
پاسخ:
حالا که اینطوره، زورِ شما رو هم هیچکس نداره. دی:
چرا حرف دهن من میذارید کی گفتم زبان ایرانی٬ گفتم زبان فارسی دی
 
پاسخ:
خخخخ
همون :-"
در کلی هیشکی زور ما رو نداره :-"
چون تقلب کردید میشید منفی ۲۰ 
بله اولین سکونت گاه برای لرستانه نژاد اصیل آریایی٬ حالا هرکی هر حرفی داره بیاد جلو
  ولا خاص کوردی ازانی( مزانی)
 ولی این کوردی اصل نیست این کوردی کرماشان و نورآباده
 اگه کوردی سورانی کردستان حرف بزنم اصلا متوجه نمیشید:)):)):))
 ولی خاص کوردی کرماشان یا نورآباد مزانی
پاسخ:
آره رفیق نورآبادی زیاد داشتم. گاها چیزایی یاد گرفتم. ولی نه خیلی.
بعدشم تقلب خودش یه متد آموزشیه. :((
به خاطر صداقتم باید بیست میدادین که. :((

حالا با تعلیمات شما آروم آروم کردی سورانی هم شاید یاد گرفتم. :)
رسما شدید صفر٬ اصلا نه منفی ۲۵ :(:(:(:(:(:(
 برا بروجرد 
اولین سکونتگاه بشر چی میشه الان؟؟؟ این رو نیم نمره حساب میکنم:)):)):)):))
پاسخ:
خدایی اصیل ترین زبان ایرانی واسه بروجرده؟ واو. چه قد من خفنم. (گل)

سکونتگاه که خرم آباد شاید باشه احتمالا. اینترنت اینطوری می گفت :-"

کورا دس خوش خوب بود...
خصوصی هم احتمالا درست متوجه شدید( انگاری برادر باباشه)...
پاسخ:
الان دیگه کاملا متوجه شدم دی:
تازه معنی کورا رو هم فهمیدم. یواش یواش کردی رو کامل مزانم. دی:
مرسی
 به نظر شما که استاد هستید :)):)):)):))
 اصلی ترین زبان فارسی برای کجاست چون نیم نمره زیاد ۲۵ صدم...
  :)):)):)):)):))
پاسخ:
یا خدا. سوال سخت می پرسین خب.
ما این 25 صدمیه رو جوابنمیدیم میشیم نوزده و هفتاد و پنج صدم، بعد رند می شه بیست :-"
ما حسن را از اول.دوست می داشتیم :-"
پاسخ:
حسن نیز شما را دوست دارد :-"
 سلام خاصی٬ کورا خدا بوشم چانتونر نکه... :)):)):)):)):))
پخش زمین بیم...
عمرا متوجه بوین مه چ موشم:)):)):))
افتادید دورد دوم٬ خدا بخیر کنه...
 موافق شما و استادتون هستم که هیچ کس جز شخص رهبر شناخته شده نیست٬ نه در ایران بلکه در کل جهان... دس خوش
موفق باشید...
پاسخ:
سلام خوبی؟ خدا بگم چیکارت نکنه.... :)):)):)):)):))
پخش زمین شدم....
عمرا متوجه بشید چی می گم:)):)):))
(این ترجمه ی احتمالی کلام مرجان خانم بود):-"
چاکریم و اینکه آره خدا به خیر کنه. اگه اونی که می خوام رای بیاره جدا شیرینی میدم. نه که چون من می خوامش، چون اعتقاد دارم مردم شهرم شدیدا بش احتیاج دارن. حتی مردم کشور بش احتیاج دارن.

+متوجه اون خصوصیه نشدم. بابا دیگه انقدم بلد نیستم. ولی حدودی گرفتم چی گفتین. دی:
چرا با حسن مشکل دارین شما :/

حسن به این خوبی :/
پاسخ:
خب به جز من فک کنم یه چیزی نزدیک چهل و هشت یا نه درصد مردم نمی خواستن ایشون رئیس جمهورشون باشه.
حالا یه عده بعد رای اوردنش الان ارادات دارن بش، یه عده بعد از رای دادن بش ناراحتن. یه عده هم مث من بر نظرشون پایمردی و پافشاری می کنن و همچنان دوس ندارن رئیس جمهورشون باشه.(البته یه عده هم دوس داشتن و دارن) البته خدایی سعی کردم حداقل توی محیط های عمومی احترامشون رو حفظ کنم. دی:
  • شقایق رمضان پور
  • منظورم اون جمله ای بود که متوجهش شدین...

    برخورد فیزیکی؟:(((

    اصن درسته من با اصصلاح طلبا کاری ندارم ولی به شت از اصول گرا ها می ترسم!!
    تحمل مخالفت ندارن؛برخورد فیزیکی هم که انجام میدن!!

    جلیلیه نامزد!!چقد ما با هم اختلاف نظر داریم...خدا به داد برسه:((
    پاسخ:
    من متوجه هیچی نشدم. من به شدت تکذیب می کنم. اصن من شکر خوردم :(((((

    بابا برخورد فیزیکی رو که نگفتم چیه. شاید مثلا بوسیدنِ پاشنه ی کفش طرف باشه. زود قضاوت می کنین ها :))

    به نظر من که اختلاف نظرامون اونقدرا هم زیاد نیست.دی:
    بعد خدا رو چیکار دارین؟ خودمون باید رفیق باشیم که احتمالا هستیم. دی:
  • شقایق رمضان پور
  • خیلی برام عجیب بود که اصول گرا باشید !! آخه چرا؟!!

    با جمله ی استادتون موافقم!!

    این راننده تاکسیه برام مفهوم نیست کلا...لطفا با رسم شکل توضیح دهید!!
    پاسخ:
    اول رو آخر جواب میدم. دی:

    با کدوم جمله ی استادمون؟ اون دومیه که فکم رو باز کرد یا اولیه؟ دومیه رو خودم نوشتم براش. در واقع ذهن خوانیش کردم :-"

    راننده تاکسی؟ مفهوم؟ شکل؟......... برخورد فیزیکی؟ :-"
    راننده تاکسیه همونه که تو پستِ رای آن است که گیرد دست دوست ازش نوشتم. که چه نظری پیرامون سناتور شهر ما داشت. اینجا کمی بش پرداختم. دی:

    حالا اون اولی که آخر توضیح بدم:
    راستش نمی دونم باید خودمو اصولگرا بدونم یا نه؟ بیشتر شاید پایداری مانند باشم. نه اینکه عضو جبهه ی پایداری باشم. آدمایی که به شدت دوستشون دارم و قبول، زیر این پرچمن. کسایی مثل طالب زاده، جلیلیِ هنرمند و جلیلیِ نامزد ریاست جمهوری، استاد سرشار و... (البته کلا سعی می کنم تو این دسته بندی ها نگنجم ولی در کل وقتی از دور منو میبینن طبیعتا برای فهم بهترِ من، منو توی دسته بندی ها قرار میدن و منم انکارش نمی کنم. دی:)

    و خب دلیل اینکه تو این جهت حرکت می کنم هم آرمان هاییه که بشون اعتقاد دارم و فکر می کنم با این تفکر می شه بهشون رسید.

    تکبیر :-"
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی